Archive for می, 2010
دوستت دارم!
می 24th, 2010 Posted 00:39
رویاهایم را
بر روی قاصدکی فوت کردم
تا حضور مردی را باور کنم
که میگفت:
«دوستت دارم»
Posted in خط خطی
دل
می 23rd, 2010 Posted 00:59
دل که میبری
بیست و چند سالگیام را که سر میکشی
تاریکی به حاشیه میرود
خورشید درخشانتر است!
* مرسی آذینم (کلمه عربی رو حذف کردم).
Posted in دستهبندی نشده
فال
می 22nd, 2010 Posted 00:30
کفبین گفت:
خط عشق نداری!
دختر زرنگی هستم!
چه خوب توانستهام
عشقت را حتا در کف دستانم پنهان کنم!
Posted in خط خطی
مخاطب خاص!
می 21st, 2010 Posted 15:16
دوست دارم خیلی شیوا اینو بیان کنم که:
اگه همین جوری شوخی، شوخی
سلولهای حساس ِِِِِِِاعصاب من رو
با ناخنهای بلندت خراش بدی
دیری نمیگذره که جدی جدی
میری جزو اون دسته انگشت شمار از افراد
که اون روی سگ من رو دید!
Posted in خط خطی
داستان دوباره تو
می 21st, 2010 Posted 03:23
تو قهوه میریزی
تلخ!
بخار پنجره را نقش میکشی،
نقش قلب
جای نگاهت
روی تنم میماند
تو سفیر کدام دنیایی؟!
Posted in خط خطی
گرد گرد
می 19th, 2010 Posted 16:32
زمین گرد است، گرد گرد، آن قدر گرد که ــ نمیدانم دیدهاید یا نه ــ ته دریا جلوی چشمانمان میریزد پایین! ما در این گردی ثابت شده، کجا میخواهیم برویم که خیال کنیم به جای جدیدی رسیدهایم؟ پایان تمام راهها، درست همین جاست! تو توی چشمهام نگاه میکنی و نقش بازی میکنی پشت نقش، من باورت میکنم چون اگر نکنم، زمانی برای ادامهی نقش پشت نقش بازی کردنهام ندارم! تو هم دقیقا به همین دلیل باورم میکنی! ما در این گردی ثابت شده گول میزنیم یا گول میخوریم؟ ما در این گردی ثابت شده چرا به دنبال رابطهای کشف نشده، راهی نپیموده میگردیم ؟!
Posted in خط خطی
دوباره من
می 17th, 2010 Posted 19:26
سلام
دوستای گلم من حالم خوبه چند روزی به نت دسترسی نداشتم، مرسی از ردپاهاتون.
میبوسمتون.
Posted in خط خطی
نیمه پنهان
می 13th, 2010 Posted 19:03
خدا پنهانی به فکر آفریدن من افتاد!
پدر مادرم پنهانی عشق بازی کردند تا من بوجود آمدم!
مادرم نه ماه مرا پنهانی در رحم خود نگه داشت!
وقتی به دنیا آمدم، دکتر دستش را روی دهانم گذاشت تا صدای گریهام را کسی نشنود!
بچههای محل، پنهانی با من توی کوچه بازی میکردند!
پنهانی عاشق شدم و معشوقم حتا جلوی چشم خدا هم مرا انکار کرد!
کاش خدا پنهانی به فکر آفریدن من نمیافتاد!
وحشت دارم از پنهانی مردن و شبانه دفن شدنم!!!
Posted in خط خطی
آدم و حوا
می 13th, 2010 Posted 04:05
آدم میشوی اگر
حوایت شوم؟!
Posted in خط خطی
۹۷۱ روز
می 11th, 2010 Posted 22:35
نهصد و هفتاد و یک روز با هم بودن
بزرگترین هدیه خداست به ما…
چطور تشکر کنیم از این باهم بودنهای ِ پر هیاهو؟!
Posted in خط خطی
