تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

Archive for فوریه, 2010

…دوست دارم…

7 Comments »

فوریه 28th, 2010 Posted 00:01

مردی را دوست دارم
که امتداد نگاهش
تمام دختران زمین را رد کرده،
به من که می‌رسد
مردمان ِ بی‌عشق چشم‌‌هایش
با سایه‌ی آن همه دختر بی‌بهار
برای خواب لک می‌زند!
من مردی را دوست دارم
که تنها توقعش از من
خاموش کردن آباژور‌هاست…

Posted in خط‌ خطی

خر و خرما

1 Comment »

فوریه 26th, 2010 Posted 23:52

کسی به فکر سری که
تویش هزار تا آرزوی خنده دار
چرخ می‌خورد
نیست!
و کسی برای کسی که
همیشه خر و خرما را با هم می‌خواهد
تره خرد نمی‌کند!
زندگی بی‌رحمانه
تکرار می‌شود

هدیـــــــــه

3 Comments »

فوریه 25th, 2010 Posted 22:34

ماه از لا به لای انگشتات می‌ریزه توی حوض،
مداد از لا به لای انگشتام می‌ریزه روی میز…
این هدیه ولنتاین و سپندارمذگان بود…

هدیـــــــــــه

یه مــــــــوس ِ ARC

دهنده این هدیه ناب، به جای کادوی صورتی دخترونه نوشته بود:
” این کادوی ولنتاین در یک کاغذ کادوی خوشگل صورتی با قلب‌های ریز قرمز پیچیده شده! ”
من کلی ذوق مرگ شدم … :-﴾

Posted in خط‌ خطی

گل‌نـــــاز

1 Comment »

فوریه 24th, 2010 Posted 21:54

فقط من می‌دانم که وقتی داد می‌کشی چقدر خودخواه می‌شوی و نفرت‌انگیز! وقتی که تهدید می‌کنی که باید درکت کنم و من هرگز نتوانستم، وقتی چشم‌هایت بدخلق‌ و هراس ‌آورند! وقتی که روی لب‌هایت اثری از خوش‌رنگی لبخندهات نیست… و فقط خدا می‌داند که وقتی بعد از تمام این‌ها، اسمم را با زیبایی تمام، ملودی‌وار تکرار می‌کنی چقدر امن می‌شوی و آرامش‌بخش… چقدر دوست‌داشتنی می‌شوی و تکیه‌گاه بغض‌هایم! وقتی که صادقانه و معصوم تنها یک کلمه می‌گویی:
«گل‌نــــــــــاز؟»

Posted in خط‌ خطی

لالایی

1 Comment »

فوریه 24th, 2010 Posted 03:22

لالایی بگو
بگذار تا برای هميشه
بخوابم
در آغـوشت…

تفکـر

2 Comments »

فوریه 23rd, 2010 Posted 01:46

تفکر از جنس خاریدن انگشت‌های پاست
هر چی بیشتر بخارونیش بیشتر می‌خاره!
موقع راه رفتن هم می‌ری…نه تو اعصابت!

Posted in خط‌ خطی

روزگارمان

6 Comments »

فوریه 21st, 2010 Posted 02:07

تو انگار کن سوزن ِ گرامافون ِ این روزهای ناخوب ِ کش‌دار، روی صفحه‌ی «اندکی صبر ِ» روزگار، گیر کرده و یک بند می‌خواند که: «اندکی صبر، اندکی صبر، اندکی صبر…» بی‌آن‌که کسی با قاطعیت ِ تمام بداند تاریکی ِ دوباره نزدیک‌تر است یا سحر؟!

Posted in خط‌ خطی

من می‌میرم!

2 Comments »

فوریه 20th, 2010 Posted 01:15

گله‌ای نیست، شاید همین روزها که دیر نیست

من مُردم!!

شاید همین روزها رها شدی…

چه قفسی ساخته‌ام…

من روزی هزاربار می‌میرم…

گله‌ای نیست، خواستنی‌هایم زیاد است…

Posted in خط‌ خطی

ایـــــــــران

1 Comment »

فوریه 19th, 2010 Posted 21:21

شما در زندان ما را می‌گــــــــــا…یید

و ما در خیابان،

شمــــا را به گــــــــ…ا می‌دهیم…

Posted in سیاسی

دیدار…

1 Comment »

فوریه 16th, 2010 Posted 15:17

سلام

روزهای خوشبوی دیدنت،

دارند می‌رسند،

روزهای خوش ِ لوسیون زده …

Posted in خط‌ خطی