تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

Archive for آگوست, 2009

شراب

3 Comments »

آگوست 14th, 2009 Posted 02:15

ساقی ار باده از این دست بجام اندازد
عارفان را همه در شرب مدام اندازد
حافظ
زدیم به شادیمان، زدیم به روزهای خوش باهم بودنمان، زدیم به دورهمی‌های گاه و بی‌گاه، زدیم به یاد آن روزهایتان و امروزمان…
بهار و وحید عزیز
شب پر ستاره‌ای بود، مرسی.
۲۲مردادماه۱۳۸۸

Posted in خط‌ خطی

یه جایی

2 Comments »

آگوست 13th, 2009 Posted 01:49

یه جایی پایین‌تر از کلم،
یه جایی بالاتر از معدم،
یه جایی اون گوشه موشه‌های سمت چپ بدنم،
قلبم …
بدجوری دوست دارم!
دوست دارم و این روزها بیشتر و بیشتر…

Posted in خط‌ خطی

نوشتن

1 Comment »

آگوست 13th, 2009 Posted 00:46

قول می‌دهم،
اگر فقط به من یک چهار دیواری بدهند
که کاغذ داشته باشد
و قلم!
همین الان از زندگی همه‌تان گم شوم بیرون و خلاص

Posted in خط‌ خطی

انسانیت

1 Comment »

آگوست 11th, 2009 Posted 13:54

بادبادک‌‌‌ها محکوم به اعدام می‌شوند!
و من مجبور می‌شوم سالیان درازی در مزرعه‌ی دندان‌های فاسد نفس بکشم،
به مغز استخوان هرزگی رسیدیم!
و سگی،
لاشه‌ی گندیده‌ی حیوانی را،
روی انسانیت پوسیده‌ی ما کشید!
تا مبادا
سرما بخوریم

Posted in اجتماعی

نگاه تو

3 Comments »

آگوست 11th, 2009 Posted 00:56

درد رو از هر ور بنویسی درده، سکس رو هم از هر ور بخونی همون سکس ِ فقط این تفاوت نگاه تو ِ که چه حسی به هر کدوم پیدا کنی…

Posted in اجتماعی

تخت

1 Comment »

آگوست 11th, 2009 Posted 00:11

برای آن‌هایی که تن می‌فروشند:
آن‌گاه که بیگانه تا تخت خانه‌ات رخنه کند،
حرامزاده،
تنها بازمانده فردایت خواهد بود!
و تخت،
تابوتی است
که تن عریانت را به نمایش می‌گذارد!
تا هر بیگانه
با هوس وجود تو
به بلوغ بیندیشد!

Posted in خط‌ خطی

آخرین برگ

4 Comments »

آگوست 10th, 2009 Posted 01:07

باران می‌باريد
و پنجره کور مانده بود
در خيابان زير درخت
کسی نبود
که معجزه نقاشی کند

نگاه من متروک مانده
پایيز در راه است
من به انتظار آخرين برگم

Posted in خط‌ خطی

لالایی

2 Comments »

آگوست 8th, 2009 Posted 21:29

من تو را در داشته‌های نداشته‌ام،
ميان عروسک‌های مغموم کودکی،
لای توری‌های سپيد و خاک خورده خاطرات
پنهان می‌کنم!
يک ترانه بلند
از پری‌های در قصه
بر خواب پريده‌ام
لالايی کن…

Posted in خط‌ خطی

شادباش

2 Comments »

آگوست 7th, 2009 Posted 13:04

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن
دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن
حافظ
الناز و سالار عزیز
شادمانه‌ترین جشن‌تان را با حضور دوستان به‌شادباش نشستیم.
خوشبخت باشید و صمیمی.
۱۵مردادماه۱۳۸۸

Posted in خط‌ خطی

افسانه

3 Comments »

آگوست 5th, 2009 Posted 23:26

من برای تو افسانه‌ای مختومه‌ام
یک صدای ممتد که دیگر دل آویزت نیست
من سایه‌ای همواره‌ام
نه نگاهی دارم
نه خطی
نه رنگی
نه حتا حرفی که دلی بلرزاند
من خاطره‌ای هستم
از عشقی نخ‌نما شده
که به یاد آوردنش نمی‌ارزد…

Posted in خط‌ خطی