Archive for فوریه, 2009
میوه
فوریه 4th, 2009 Posted 03:59
از میوه درخت بهشتی،
چشیدهام،
آری،
برای عشق،
کمی هم خطا کنید…
Posted in خط خطی
میگوید
فوریه 4th, 2009 Posted 03:56
محکومام به از دست دادن معصومیتی ناگهانی،
به تمام مردان شهرم بگو: دخترکای آفتاب دیدهام که هر شامگاه،
مهتاب را دست به سر میکنم…
Posted in اجتماعی
نیمه جدید من
فوریه 4th, 2009 Posted 03:56
نه آدمام نه گنجشک،
اتفاقی کوچکام که
هربار میافتم دو تکه میشوم،
نیمی را باد میبرد،
نیمی را مردی که نمیشناسم…
اینجا نیمهی باد برده من است…
به Charismatic جدیدام خوش اُمدین، سیامک واسه درست کردنش بهم لطف کرد مرسی…
Posted in خط خطی
امروز بارونی تهران…
فوریه 2nd, 2009 Posted 03:01
قطرههای باران روی پوستم و باد ملایم روی بدنام، چشمانام را میبندم و لبخند میزنم و شروع به دویدن میکنم، میدوم و میاندیشم به بیارزشترین و با ارزشترین زیباییهای دنیا، به فرزادی که اگر بود، دویدن زیر باران هزاران بار زیباتر بود، به ابری که نمیدانم در کدامین ارتفاع بغضاش شکسته،
به قطراتی که نمیدانم با چه سرعتی لمسام میکنند، به تبخیر سطحی که چیز کمی ازش میدانم،
به فردایی قشنگتر که میآید، به هیاهوی شادم، به صدای جیر جیرکهای رقصان در باران، به خیسی تنام و لذت نوازش باران، به…
میدوم! تندتر! میپرم داخل چالههای آب و از صدای (شلپ شلپ) چنان غرق لذت میشوم که گویی اولینی هستم که نعمت باران و دویدن در یک روز بارانی و حس کردن قطرههای باران به او عطا شده، وارد خانه که میشوم صدای داد مامان به هوا میرود که:”با کفش گلی؟!؟!”
میدوم سمت اتاقام و داد میزنم: “خیلی دوستت دارم!”
میپرم روی تخت و فکر میکنم همه را دوست دارم!
وقتی بارانی میشوم…
وقتی دنیایام پر از آبی است…
وقتی وقتیهایم، قشنگترین بهانههای دنیایاند….
همه را خیلی دوست دارم!
یک دوست داشتن بارانی!
Posted in خط خطی
دروغ
فوریه 1st, 2009 Posted 16:40
انسان دروغ بزرگ است و خدا دروغگوی بزرگ این آفریده !
Posted in خط خطی
نگاه
فوریه 1st, 2009 Posted 16:30
گوشهای دنج و خلوت،
ونگاهی هرزه، خيره و سرد
دنبالت میكنم،
تو دنبالم میكنی،
و مرا میگیری،
جريمهام اين است
كولات دهم،
تو را روی كولام میگذارم،
آنگاه،
آن نگاه هرزه هم، دمبش را روی كولاش میگذارد و میرود
و تو چون كودكان مستانه میخندی…
Posted in خط خطی
