تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

یگان ویژه‌ها

پس است هوا
که جان داد بر شعله
شاپرک
و تو
ککت هم نگزید،
اسلحه بر دوش و اسم شب در گوش،
قدم می‌زنیم و ثانیه می‌شماریم،
که می‌ترسیم،
که در کمین ما برادری ست
به خونمان تشنه‌تر از قلبمان!
آه قابیل،
با ما چه کردی …
خواستیم سرخی از آتش گیریم و زردی به آتش دهیم اما “قابیلیان” که به سان ِ حاجی فیروز خود را سیاه کرده بودند به جمع ِ شاد ِ “چهارشنبه سوران” آخر سالمان حمله کردند!
چهارشنبه سوری ۱۳۸۸ شمسی

This entry was posted on چهار شنبه, مارس 17th, 2010 at 00:53 and is filed under سیاسی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

4 Responses to “یگان ویژه‌ها”

  1. نی لا
    04:13 on مارس 17th, 2010

    کمی هوا برای نفس کشیدن …

    کمی فضا برای دیدن …

    کمی کمک برای هموطنی که می سوزد برای ..یک جمله …

    می سوزد …

    توقع زیادی نیست …

    ایران من : دم برنیاور تا این سنگ سیاه الماس شود و

    این خاک تلخ،

    شکوفه گیلاس…

    زمین می گفت: زمستان سرد، زمستان سوز، زمستان سنگین و سالخورده و سخت.
    و بهار در همه زمستان صبوری آموخت و صبر و سکوت.

    و چه روزها گذشت و چه هفته ها و چه ماه ها. چه ثانیه ها، سرد و چه ساعت ها، سخت. بی آنکه کسی از بهار بگوید و بی آنکه کسی از بهار بداند.

    اما بهار می رسد …

    می رسد …

    ایران من … این چکمه های ظلم …بالاخره خواهند ایستاد …

  2. نی لا
    04:13 on مارس 17th, 2010

    عرفان نظر آهاری + نی لا

  3. سایانی
    10:21 on مارس 17th, 2010

    عید نوروز بود و پرندگان بر روی درختان آواز می خواندند، دختر برای نامزدش جوراب می بافت، هر کس شال خود را از دریچه بام خانه ای برای بستن عیدی آویزان می کرد. چه رسم خوبی است شال اندازی و بستن عیدی به شال.

    شاد زی. ایام به کام

  4. رخ
    12:01 on مارس 17th, 2010

    دوست جون خيلي خوش گذشت. خوشي دلهرش ترسش و خاطرش موند

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>