تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

کتابِ نیمه باز

عاشقِ این تصویرم
کنار هم دراز کشیده‌ایم و تو کتابت را با یکی از دستانت نیمه‌باز نگه داشته‌ای، سرِ من جایی است میان سینه و بازویت و یکی از دستان‌ام دور ِبدن حلقه شده و حرف می‌زنیم و می‌بوسمت، چند بار …
و کتابِ نیمه‌باز از دستانت رها می‌شود …

This entry was posted on چهار شنبه, ژانویه 13th, 2010 at 23:50 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

6 Responses to “کتابِ نیمه باز”

  1. پیردختر سبکسر
    01:24 on ژانویه 14th, 2010

    تصویر خیلی زیبایی دادی. اونقدر که تونستم عکس رو تصور کنم و کتاب نیمه باز رو ببندم.

  2. الهام - روح پرتابل
    02:17 on ژانویه 14th, 2010

    کیه که عاشق این تصویر نشه؟!
    ممنون از تصویرسازی خوشگلتون

    لینک شد

  3. جلجل
    18:47 on ژانویه 14th, 2010

    قبول کن این تصویر فقط مال یه دوره کوتاهیه این حس و این تصویر پر از عشق هم عمر کوتاهی داره

  4. پونه
    08:56 on ژانویه 16th, 2010

    خیلی جالب بود

  5. نی لا
    02:41 on ژانویه 17th, 2010

    سلام دوستم .

    ممنونم که به من سر زدی و برای بابا …دعا کردی .

    امیدوارم در لحظه لحظه های زندگیت :

    نور

    برکت

    آرامش

    دانش

    و

    عشق پروردگار جاری باشه

    ….آمیین ….

    گل ناز جان / وب لاگ خیلی جالبی داری .

    از خوندن متن های سیاسیت لذت بردم

    ما همه زخم بر دل داریم …

    امیدوارم منو جزو دوستانت قبول کنی .

    من هم با اجازه لینکت میکنم و خوشحال میشم شما هم لینکم کنی.

    مواظب خودت باش و زود خوب شو .

  6. نی لا
    21:18 on ژانویه 20th, 2010

    ای عشق که دستان توانایت

    آرزوهایم را در بند کرده اند

    و گرسنگی و تشنگی وجودم را

    تا به غرور و افتخار تعالی بخشیده اند.

    مگذار تا توانائی و پایداری ام

    از آن نان و شراب جان یابند

    که خود ناتوانم را می فریبد.

    بگذار تا گرسنگی کشم،بگذار تا جگرم از تشنگی بسوزد

    و بگذار تا بمیرم و نابود شوم

    پیش از آنکه دست برجامی برم که تو پرنکرده ای

    و کاسه ای که تو برکتش نبخشیده ای.

    _______________________________________________________________

    دوست خوبم ، ممنون از حضور گرمت در پست های وبلاگ .

    دلم تنگ و تنگ و تنگ ……. گل نار جان …

    برای بابا دعا کن دوستم …همین وزا عملشون میکنن .
    من که چشم از ثانیه های داشتن پاشون بر منیدارم …
    دنیای ظالم …

    کاش اینقدر عاشق بابا نبودم ….

    با همون اسمی که گفتی لینک کردم.

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>