تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

کافه‌های امروزه

می‌شود گاهی قدم را آهسته‌تر برداشت، پشت شیشه‌ی رستورانی، کافه‌ای، سر را چسباند به شیشه و زل زد به صحنه‌ی پاک کردن ِ میز ِ دخترکانی که بوی عطرشان از شیشه هم رد می‌شود، به دست ِ کارگری احتمالن به سن و سال پدرهاشان!
می‌شود خیره شد به صورت ِ بی‌حالت و خسته‌ی مرد، نگاه را حرکت داد تا روی دست‌هایش که انگار بی‌تابانه می‌خواهند زودتر هر چه لک روی میز است از بین ببرند و صاحب‌شان را از بودن در آن ترکیب ِ نامربوط خلاص کنند، و آرام روی چسب ِ روی بینی ِ دختر متوقف شد!

This entry was posted on یکشنبه, آگوست 1st, 2010 at 17:33 and is filed under اجتماعی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 Responses to “کافه‌های امروزه”

  1. سبک سر
    03:53 on آگوست 2nd, 2010

    سلام عزیزم
    من برگشتم. دلم تنگ شده بود برای تو و کلماتت. اینجا مثل اینکه نزدیک های خانه ام.
    چه خوب دیدی و چه خوب تمام کردی متن را در چسب روی بینی دخترکان…

  2. مهدی آریان
    10:50 on آگوست 3rd, 2010

    چه دید خوبی داشتی به قضیه. و چه خوب نوشتی. هنر نوشتن همین است: خوب دیدن و خوب نوشتن.

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>