پیش از تو…
گویی پیش از آمدنت
هرگز نبودهام،
و جهان بی تو
تهی از خاطره بود!
برایم
قابل تصور نیست،
لمس باد
و باران
در نبود تو!
پیش از آنکه تو بیایی
جهان چگونه بود؟
ابرها چگونه میزاییدند؟
باران تولدش را
بی تو چگونه جشن میگرفت؟
و باد به چه جراتی
به جای دستانت گیسوانم را نوازش میداد؟
در باورم نمیگنجد،
لمس جهان در نبود تو ….
This entry was posted on شنبه, جولای 31st, 2010 at 22:20 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

03:54 on آگوست 2nd, 2010
… چه زیبا بود.