تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

…پابرهنه

غصه دارم، می‌فهمی؟!
دلم گرفته، از تو، نه هیچ‌کس دیگه، ازون آلبالوهای لعنتی که به گوشت آویزون می‌کنی، از قارقارای مداومت دم پنجره
ازاین که مثل سوسک میای تو رخت‌خوابم و یک راست میای رو صورتم، نمی‌دونی از سوسک متنفرم؟!!! مخصوصن از صدای اون پاهای نکبتش روی ملافحه‌ها…
همه این کارارو می‌کنی و عذابم می‌دی، نمی‌فهمی دلم می‌گیره؟
یه روز خدمتت می‌رسم کابوس‌های پا برهنه من !

This entry was posted on جمعه, نوامبر 28th, 2008 at 14:34 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

One Response to “…پابرهنه”

  1. mj14rs(محمد جواد)
    09:06 on نوامبر 30th, 2008

    درود و سلام بر شما همشهری عزیز.خواستم برای پست اخر نظر بدم اما ظاهرا امکان پذیر نیست

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>