تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

واقعیت

زمان پذیرش واقعیت، لحظه‌ای ست که بدانی، هر چیزی، هر کسی، ناگزیر روزی تمام می‌شود! این‌جا که می‌رسم، “عدالت” دیوانه‌ام می‌کند، اما، ببین، خوب که فکر می‌کنم، با دانسته‌های اندک نیز، این معادله صدق می‌کند: ناگزیر، روزی تمام می‌شود، این فرض را که نادیده بگیری، ته استکان چایی همان‌قدر آزار دهنده است که ته آدمت!
گذاشتم تمام شوی، او، حسد را در برابر آدمی و سرکشی را در برابر خدا، به یک پندار، با دو سطح می‌گرفت، من سال‌ها دعا می‌کردم، دعایم درخواست بندگی بود، بنده نشدم، در بند ماندم، اشتباه بود!

This entry was posted on سه شنبه, دسامبر 23rd, 2008 at 19:02 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>