نـــــــــــــوروز
نوروز به نوروز
کهنهتر میشوند و
ارزشمندتر
شرابهای ناب و
سیرترشیهای زیرزمین مادربزرگ
نوروز به نوروز
کهنهتر میشوند و
بیقدرتر
حرمت بارانها،
اما دوستت دارمهایت،
نوروز به نوروز
عمیقتر میشوند و رساتر!
” نــــــــــــوروزتان شاد باد”
فروردین ۱۳۸۹ شمسی
This entry was posted on شنبه, مارس 20th, 2010 at 01:11 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

02:52 on مارس 20th, 2010
امیدوارم دوستت دارم هایی که می شنوی هر روز مهربان تر و عمیق تر و رفیق تر از روز قبل باشند.
نوروز باشی
هم نو
هم روز
22:58 on مارس 20th, 2010
عزیزم نوروز تو هم مبارک
تو این شعر قشنگت یادت رفت به ترشی افتادن خودمون هم نوروز به نوروز اشاره کنی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
16:38 on مارس 21st, 2010
سال نو مبارک باشه گلم یه بغل محکم و هزارن بوسهههههههههههههه از طرف خودم
03:00 on مارس 22nd, 2010
ای دل من، گرچه در این روزگار …
جامه رنگین نمی پوشی به کام …
باده رنگین نمی بینی به جام…
نقل و سبزه در میان سفره نیست …
جامت، از آن می که می باید تهی است …
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب…
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار…
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ ، هفت رنگش می شود هفتاد رنگ …
دوستی دارم که حضورش آفتاب است و عطر شکوف های بهار نارنج …
می شناسیش ..خود گل نار …
دوست بهاری من …
زندگیت سبر و پویا به حرمت عشق خدا … روز و نوروزت طلایی …
از همین ( حال ) …مبارکت باشد …
دوست من …
10:45 on مارس 22nd, 2010
سال نو مبارک
12:07 on مارس 24th, 2010
چند بار خوندمش چه حس قشنگی منتقل می کنن شعرات… موفق باشی.
09:48 on مارس 27th, 2010
بهار اومده و همهچيز رو تازه کرده، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به
همه اون تازگي ميارزه، «دوستيمون»!
12:20 on مارس 30th, 2010
در نوشته هاتان حس غریبی بود که انگار چند سالی هست همه شان را بارها می خوانم .