تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

مَمِه!

گمانم یکی از اولین جرقه‌های دین‌گریزی من همان وقت‌هایی خورد که فهمیدم اجازه ندارم در خیابان‌های شهر رکاب بزنم! می‌گویم: حالا که حضرات پشت تریبون آن‌قدر حس رخت‌خواب و پیژامه دارند که از “مَمِه” حرف بزنند، یکی‌شان هم کرم کند و به جزییات شرح دهد کجای دوچرخه‌سواری امثال من اسلام را به خطر می‌اندازد.

*‫**‬
پی‌نوشت: گفتیم ما هم حرفی بزنیم که شما بدانید که ما هم می‌دانیم این جریان دسته گل را و لال از دنیا نرویم!

This entry was posted on دوشنبه, آگوست 16th, 2010 at 14:34 and is filed under سیاسی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>