تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

من می‌میرم!

گله‌ای نیست، شاید همین روزها که دیر نیست

من مُردم!!

شاید همین روزها رها شدی…

چه قفسی ساخته‌ام…

من روزی هزاربار می‌میرم…

گله‌ای نیست، خواستنی‌هایم زیاد است…

This entry was posted on شنبه, فوریه 20th, 2010 at 01:15 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 Responses to “من می‌میرم!”

  1. جلجل
    16:31 on فوریه 20th, 2010

    سلام گلم
    خوبی
    چه زیبا و ساده و پرمعنی نوشتی

  2. پیردختر سبکسر
    00:23 on فوریه 21st, 2010

    نه!
    هرگز نگو که می میری

    اگر دوست داشتی با مرگ بازی کنی، بازی کن!
    در قفس،
    در دیر شدن قدم های زندگی،
    تردیدها،
    در فراموشی ها
    اما
    ترا به خدا
    هرگز نگو که می میری!

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>