تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

من تو…

چه زود می‌شود تو را
پیدا کرد.
و انگار قسمتی از آغوش تو
متعلق به من است.
بو بکش،
مرا حس خواهی کرد.
من سراسیمه این‌جا ایستاده‌ام
تا دوباره سایه‌‌ی حرف‌های تو،
پناه‌م دهد.
احوال کج و کوله‌ام را مپرس،
که سخت،
نمی‌دانم خوابم نمی‌برد چرا؟!
و تمام رویاها‌‌ی
پشت درمانده، می‌لرزند
و من خوب می‌دانم
که چشمان‌ام چه مامن گرمی برای رویاهاست!

This entry was posted on پنجشنبه, مارس 19th, 2009 at 02:36 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>