لالایی
من تو را در داشتههای نداشتهام،
ميان عروسکهای مغموم کودکی،
لای توریهای سپيد و خاک خورده خاطرات
پنهان میکنم!
يک ترانه بلند
از پریهای در قصه
بر خواب پريدهام
لالايی کن…
This entry was posted on شنبه, آگوست 8th, 2009 at 21:29 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

08:28 on آگوست 9th, 2009
این مغمومه رو دیگه از کجا آوردی!!؟؟؟
یه کمی شعرت داره به تثر نزدیک می شه
17:33 on آگوست 9th, 2009
منم لالایی می خوام …