قلمهای دزدی
دیگه کم کم دارم شاکی میشم، بابا انصاف داشته باشین من که نمیگم خیلی توپم ولی با این کارای شما، کم کم داره باورم میشه احتمالن “قلمام” خیلی ردیفه !!! چند وقت پیش یکی از دوستام گفت : “گلناز متنات تو این وبلاگه” سر خودمو گول مالیدم که حداقل انصاف داشته گفته از یه جا متن برداشته ولی امروز دیگه شاکی شدم، دارم شک میکنم جدی جدی نکنه همزاد دارم اونم همزادایی که مثل من فکر میکنن و کوپ من مینویسن، خط خطی شدم حسابی دارم دوباره به همون جا میرسم که هفت سال پیش رسیدم قلمام رو بشکنم اون وقت حداقل فکر میکنم هیچکی مثل من فکر نمیکنه و نمینویسه ! بابا قلم آدم مثل ِ …
شخصییه نکنین آدم باشین آدما…فکر کنم همون سکوت بهتره… ترجیح میدم به قول “شاملو” سکوت کنم سکوتی که سرشار از نگفتههایی باشه که حداقل دلم نسوزه که گفتم و بقیه ریپید کردن …
وای بر ما و قلمهای دزدیمان !
This entry was posted on جمعه, نوامبر 28th, 2008 at 13:38 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.
