تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

فرزاد

صدای تو نیست…!
باید
با زمزمه‌ی باد و باران
به رویاهایم سر و سامان دهم…
تا آن دم که بشکفی
و شکوفه بارانم کنی!

This entry was posted on دوشنبه, مارس 1st, 2010 at 19:13 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

4 Responses to “فرزاد”

  1. پیردختر سبکسر
    01:53 on مارس 2nd, 2010

    خیلی لطیف بود گل ناز. سراسر خودت بودی…

  2. پیردختر سبکسر
    02:11 on مارس 2nd, 2010

    صدای تو نیست
    مثل باد که هست
    و
    نیست
    یا باران
    که صدایش
    در گلوی پنجره
    می بارد
    و مثل این است که
    هست

    و
    نیست
    بی تو نیستم یعنی،
    شکوفه نیست
    رویا نیست
    تو نیستی
    و صدایت
    در باد
    می وزد
    جایی میان خواب

  3. پیردختر سبکسر
    02:16 on مارس 2nd, 2010

    واااااااااای
    گل ناز عزیزم
    من یه اشتباه بزرگ کردم
    راستش بعد از اینکه شعرت رو خوندم خواستم توی صفحه ی سفید پایین کمی با کلماتش بازی کنم و تکرارش کنم برای خودم و اشتباهن دستم رفت روی ساب میت. وگرنه من هیچوقت به خودم اجازه ی اینو نمی دم که به شعرت دست ببرم و برات بفرستم. ازت خواهش می کنم که این پیغام و اشتباهی که کردم رو خصوصی تلقی کن و منتشرش نکن.
    باز هم از تو معذرت می خوام….
    تف به من و سهل انگاری هام…

  4. نی لا
    19:18 on مارس 8th, 2010

    عزیز دلم …

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>