فرامرز
برای ایران دربند امروز و یاددرد «فرامرز» نگارنده این متن:
من ماندهام چگونه میشود
بين ‹انقلاب› و ‹ولي عصر› ارتباط برقرار كرد !!
مردم وقتی به ‹انقلاب› میرسند،
- از شدت دود -
اشك میريزند،
اما ‹ولی عصر› هنوز هم طرفدار دارد.
در اين چند ساله هر وقت ترافيک ‹انقلاب› غوغا كرده است،
خيلیها از ‹خط › خارج شدهاند …
از ترس اين كه مبادا در ‹انقلاب› گير كنند
و به‹آزادی› نرسند!!
مردم وقتی به ‹انقلاب› میرسند اشک میريزند،
اما ‹ولی عصر› هنوز هم طرفدار دارد.
حتا ‹رپ› ها هم ‹ولي عصر› را دوست دارند !!
This entry was posted on جمعه, فوریه 12th, 2010 at 00:50 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

04:47 on فوریه 12th, 2010
در میدان ولیعصر ایمان می آوریم
در میدان انقلاب، گر می گیریم
در میدان آزادی می میریم…
12:38 on فوریه 12th, 2010
وقتی در ” جمهوری ” برای اولین با گروه متور سوارن چماق به دست رادر 22 بهمن دیدم فهمیدم هر جمهوریی ! گردو نیست ! !
وقتی در ” انقلاب ” بچه مدرسه ای های شیطان و گروه زنان چادر پوش را با ظرف های غذای بسته بندی شده در 22 بهمن دیدم فهمیدم هر انقلابی ! منقلب کننده نیست !!
وقتی در میدان ولیعصر در حالی که قلبم در دهانم می زد از میان گروه های گارد مسلح گذشتم و به جرم دانشجو بودن تفتیش شدم ! برای اولین بار طعم گس ترس را حس کردم .آن جا بود که دانستم . این ” ولیعصر ” من نیست.
من انتظار سوشیانت آزادی را می کشم …….
01:42 on فوریه 13th, 2010
سلام گل ناز خوبم .
کاش می تونستم برات خصوصی بنویسم .
آدرس وبلاگم رو عوض کرم ……………رفتم جایی برای نفس کشیدن .
کجا می تونم آدرس جدیدو برات بنویسم نازنینم ؟