علیرضا
کودک بهمنیام:
از تمام دلخوشیهای دنیا
دل به نسیمی سپردهام
که ذره ذرهی مرا
به رقص در آرد …
دل به نوری
که هم شبم را چراغانی کند
و هم سپیدهام شود …
برایت، به یادت، به شادباشت “قشنگترین روز زندگیت مبارک”
۴ بهمن ماه ۱۳۸۸ شمسی
This entry was posted on شنبه, ژانویه 23rd, 2010 at 21:51 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

01:06 on ژانویه 24th, 2010
فقط چند روز دیگه مونده . دقیقا 14 روز !
من همون احمقی بودم که می گفتم این جوجه فکلی ها باید مرد شن ! و سربازی مردشون می کنه . و الان فقط 14 روز مونده !
14 روزی که هی داره کمتر می شه . می بینم که شب ها تا صبح بیداره . داره آخرین تلاششو می کنه که هر طوری همه خوششی های عمرشو دوباره امتحان کنه . فقط توی 14 روز!
و نگرانه . هممون نگرانیم . کجا می افته دیگه حتی تهران جای خوبی به نظر نمی یاد . نمی تونم فکر کنم که توی خونه نباشه . قلبم فشرده میشه. می آد بالا و توی حنجرم گره می خوره و اشکام سرازیر……….. فقط 14 روز مونده .
14 روز لعنتی ………………..
01:29 on ژانویه 24th, 2010
تولد علی رضا رو تبریک می گم. امیدوارم همیشه سالم و شاد باشه. به گل ناز هم تبریک می گم هم به خاطر علیرضا و هم به خاطر این شعر زیبا:
دل به نوری
که هم شبم را چراغانی کند
و هم سپیدهام شود …
شب و روزت شعر باشد.