تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

طعم تازه

این قبای ژنده را از هر کجا می‌گیرم جر می‌خورد !
می‌روی و دیگر دیری‌ست…
رفتنت، بودنت، دیدنت، ماندنت، لمست، صدایت، نگاهت، دستانت، آغوشت، حرف‌هایت…تکراری‌ست و پوچ !
اما…
طعم تازه‌ای می‌دهد این بار این نبودن‌ها…طعم تازه بازار…
طعم رنگین همان قبای ژنده که جر می‌خورد و جر می‌خورد…

This entry was posted on چهار شنبه, نوامبر 12th, 2008 at 00:26 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

4 Responses to “طعم تازه”

  1. اسکل
    03:09 on نوامبر 12th, 2008

    بسیار مهضوض شدیم…اما منظور از قبای ژنده را نفهمیدیم..چرا؟

  2. ناشناس
    02:35 on نوامبر 14th, 2008

    salam
    ghashang minevisio rahat
    alan cloob ba ham chat kardim
    saat 2:35 shabe jome

  3. آدم
    04:44 on نوامبر 15th, 2008

    “این قبای ژنده را از هر کجا می‌گیرم جر می‌خورد !” را به عمد وام گرفته ای؟ گمان من این است که سیاسی ایدئولوژیکی نیستی.

  4. alireza cartoon
    20:23 on نوامبر 15th, 2008

    salam
    kamtar pishe ma miyay!
    malum hast kojayi?!

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>