تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

صندوقچه

باید لبخند بخرم
و یک صندوقچه آهنی برای دردهایم
تا عروسک شدن چقدر راه مانده
که اندازه آغوش تو باشم…
رویــــــــــا نوری
امروز نیز گذشت از صبح بیرون بودم کلی ذوق داشتم احمقانه، هنوز یاد نگرفتم که تو …
امروز ولنتاین بود فرق ولنتاین امسال با گذشته‌ها مثل تفاوت روز تولدم با سال‌های قبل بود، امسال ریده شد تو جفتش چون تو بودی و سال‌های قبل حداقل یه صبح تا شب اشک نریختم چون… سرم درد می‌کنه دلم هم گرفته خیلی، مگه می‌شه بگی یکی دوست داری بعد حسابی حالشو بگیری؟ نمی‌تونم، همه‌چی همه‌جوره آزارم می‌ده چیکار کنم؟ اون خدای دی… هم که اون بالا‌ست نمی‌دونم چه غلطی داره می‌کنه، رزی که امروز گرفتم مذخرف‌ترین هدیه عمرم بود…

This entry was posted on یکشنبه, فوریه 15th, 2009 at 00:29 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>