شک!
به سلول گوشه ذهنم مشکوکم!
من در حالم،
او در، گذشته است!
نه، شک چرا؟
شاید هم…
بیچاره درگذشته است…
This entry was posted on جمعه, سپتامبر 11th, 2009 at 02:51 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

12:24 on سپتامبر 11th, 2009
شاید!
13:04 on سپتامبر 11th, 2009
خوشنود خواهم شد اگر
کسی که هر روز اینجا چیزی می نویسد
بداند که
کسی هر روز اینجا چیزی می خواند.