تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

شب مهتاب…

خوبی این خونه مجازی این ِ که می‌تونی خودت دنیای خودت رو انتخاب کنی و مجبور نیستی جایی بمونی که دوست نداری و کسی رو تحمل کنی که دوست نداری و حرفی رو بزنی که دوست نداری! اصلن هر کار که دوست داری می‌کنی! می‌تونی بری به دنیاهایی که دوست داری سرک بکشی، هر کی رو دوست داری اد کنی و دنیای هر کی رو دوست داشتی لینک کنی و هر وقت هم از هر کی بدت اومد Delete، به همین راحتى! وقتی هم حوصله هیچ‌کی رو نداری می‌تونی نظرات لاگت رو غیر فعال کنی تا از دست همه راحت شى! وجه مشترک تموم آدمای این‌جا این ِ که از دست تنهایى فرار کردن اومدن این‌جا تا خودشون رو فراموش کنن! حداقل خوبی این‌جا این ِ که دنیات همون جورییه که تو دلت می‌خواد! واسه همین هم هس که این‌جا مجازى ِ و  واقعى نیس! واقعیت همیشه همون چیزى ِ که تو دوست نداری!

یه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره    کوچه به کوچه
باغ انگوری   باغ آلوچه

This entry was posted on شنبه, جولای 24th, 2010 at 00:29 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

3 Responses to “شب مهتاب…”

  1. نی لا
    02:29 on جولای 25th, 2010

    شاملو ، شاملو : یادت سبز …

  2. مهدی آریان
    12:20 on جولای 26th, 2010

    نظرت راجع به دنیای مجازی رو کاملا قبول دارم. اما بعد از مدتی مفهومش تغییر می کنه. برای من که این طور بود. گاهی انقدر نقش این دنیای مجازی تو زندگیت زیاد میشه که دیگه نمی تونی بگی مجازیه. چون واقعا وجود داره. توی فکرت و توی ذهنت. و از همه مهمتر تاثیری که تو دنیای واقعیت داره انکار نا پذیره!

  3. marjan
    03:09 on جولای 29th, 2010

    مجازي از حقيقت …………… ياشايد حقيقتي متفاوت !؟

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>