تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

سرشار

فکر کن تو توی لیوانم باشی …
من همه‌ات را سر بکشم
تا تهت،
تا تهت!
و تو تمام نشوی هی…
شهلا شوم از تو!
گل شوم،
هر چند بسیار هوس انگیزی دلبند!
چیزی هست مثل اثر لب روی لیوان
که مرا می‌ترساند از آنفولانزا، از…

This entry was posted on پنجشنبه, آگوست 27th, 2009 at 23:50 and is filed under اجتماعی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 Responses to “سرشار”

  1. عروسک کوکی
    21:42 on آگوست 28th, 2009

    اون کسی که گفتی نمیشناسیش منم گلناز جون که کوچ کردم وردپرس فعلا…

  2. پــ.ـــوریــــ.ــا مـــ.ـنــ.ــزه
    19:23 on آگوست 30th, 2009

    تمام نشدنی!

    مثل ابدیت … مثل بوسه …

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>