رویا
باز میآیی و جولان میدهی در ذهن بیمارم!
باز هم آمدی اینجایی… در آغوشم،
باز طعم تو میریزد زیر داغی لبها،
باز دستی چنگ میزند لای موهایم!
…
باز حجم تو را دارد این نگاه ِ اسیر،
باز بوی تو را میدهد این خاطرههای زنده،
به قصاص کدام قلب عاصی،
در گذشتههایمان ماندی؟؟؟
This entry was posted on دوشنبه, نوامبر 9th, 2009 at 22:15 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

18:46 on نوامبر 10th, 2009
دلم خاست!