تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

روزگارمان

تو انگار کن سوزن ِ گرامافون ِ این روزهای ناخوب ِ کش‌دار، روی صفحه‌ی «اندکی صبر ِ» روزگار، گیر کرده و یک بند می‌خواند که: «اندکی صبر، اندکی صبر، اندکی صبر…» بی‌آن‌که کسی با قاطعیت ِ تمام بداند تاریکی ِ دوباره نزدیک‌تر است یا سحر؟!

This entry was posted on یکشنبه, فوریه 21st, 2010 at 02:07 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

6 Responses to “روزگارمان”

  1. مهديس
    11:25 on فوریه 21st, 2010

    شاید بهتره بذاری آینده تو رو غافلگیر کنه

  2. mehdi
    13:32 on فوریه 21st, 2010

    خوشحالم به وبلاگم سرزدی. منتظر سایتت هستیم تا آپ بشه.
    شاد باشی و پایدار

  3. آواتور
    01:13 on فوریه 22nd, 2010

    شخصا گرگ و میش را ترجیح میدهم. نه دلبسته تاریکی ام و نه در انتظار سپیده

  4. پیردختر سبکسر
    03:07 on فوریه 22nd, 2010

    اندکی صبر روزگار، گل ناز عزیزم، هزار ساله…
    چه کسانی آمدند و رفتند و چه کسانی خواهند آمد و خواهند رفت.

    گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
    آری شود لیک به خون جگر شود

  5. rokhsareh
    11:15 on فوریه 22nd, 2010

    motmaen bahs sahar nazdik kas. andaki sabr lazem ast. sabor bash.

  6. marjan
    22:58 on فوریه 25th, 2010

    حقیقت اینه که آیا آن چه ما تصور می کنیم سرنوشت آینده ماست واقعا سحر است ؟
    به نظ می آید حداقل به گفته بسیاری از عرفا مسیر رسیدن به هدف و عشق و مقصود واقعی ( حالا هدف تو هرچی هست زمینی , هوایی , مادی , معنوی فرقی نمی کنه ) خیلی بهتر و لذت بخش تر از خود هدفه . پس شاید بهتر باشه بگیم …
    چه بهتر که سوزن گرامافون همچنان همین جا گیر کنه …. اندکی صبر , اندکی صبر , اندکی صبببببببببببببببببببببببببببببببببببببر……..

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>