تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

دود

تو را دود می‌کنم
مثل توتون خوش عطری
که به حلقم آتش شده بود!
هر پک که به ته مانده‌های تو می‌زنم
داغی عبوسی
تنم را بخار می‌کند!
عطر تو با عطر پیراهنم عجین،
خاکسترت روی دامنم،
طعم تلخی بر جای تو مانده
از لای لب‌های کبود
دودت می‌کنم
دورت می‌کنم…

This entry was posted on سه شنبه, جولای 28th, 2009 at 07:05 and is filed under فمنیستی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

3 Responses to “دود”

  1. شكلات تلخ
    09:06 on جولای 28th, 2009

    خوش به حالت كه اراده ي به زبون آوردنش رو داري

  2. شكلات تلخ
    09:08 on جولای 28th, 2009

    خوش به حالت كه توانايي به زبون آوردنش رو داري.

  3. man
    10:22 on جولای 28th, 2009

    تو را دود مي كنم!!!تو را دور مي كنم…تو رادور مي كنم….من نيست ميشوم و تكرار گام تو دور مي شود و من…هيچ….

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>