دود
تو را دود میکنم
مثل توتون خوش عطری
که به حلقم آتش شده بود!
هر پک که به ته ماندههای تو میزنم
داغی عبوسی
تنم را بخار میکند!
عطر تو با عطر پیراهنم عجین،
خاکسترت روی دامنم،
طعم تلخی بر جای تو مانده
از لای لبهای کبود
دودت میکنم
دورت میکنم…
This entry was posted on سه شنبه, جولای 28th, 2009 at 07:05 and is filed under فمنیستی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

09:06 on جولای 28th, 2009
خوش به حالت كه اراده ي به زبون آوردنش رو داري
09:08 on جولای 28th, 2009
خوش به حالت كه توانايي به زبون آوردنش رو داري.
10:22 on جولای 28th, 2009
تو را دود مي كنم!!!تو را دور مي كنم…تو رادور مي كنم….من نيست ميشوم و تكرار گام تو دور مي شود و من…هيچ….