تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

دل‌خواسته‌هایم

چقدر دلم می‌خواست فردا ظهر مثلن، حوالی کاری نداری، کاری ندارم، حالم را می‌پرسیدی، بدون خاطره، بدون قرار، بدون توضیح، یک‌جوری که انگار جایی بوده‌ای بدون…
دل‌خواسته‌هایم را مدت‌هاست از یاد برده‌ام، عذاب خودم بود جوابی نداشت، دیگر نه دل‌تنگ می‌شوم نه دل‌گیر، دیگر مریض شدن‌هایم و خوب شدن‌هایم در بی‌کسی عادت شده، دیگر سوال نیست برایم که چرا یک بار برنامه‌ات برای من کنسل نشد؟! چرا همیشه من کنسل بودم… گذشت، برای چیزی که بودن‌اش ارزش ندارد راست گفتی که تلاش بی‌فایده‌س!

This entry was posted on سه شنبه, دسامبر 23rd, 2008 at 19:10 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>