درگوشی
اصلن میدانی چقدر«دلم برایت تنگ شده ت.خ.م.س.گ!» با «دلم برایت تنگ شده» فرق دارد؟؟
فقط شیطنتاش نیست که لذت بخشاش میکند، انگار آدم میخواهد مهربان بودنش را، خوب بودناش را پشت این بد و بیراهها پنهان کند…
فقط هم این نیست، گاهی وقتها کلمههای معمولی جواب نمیدهند! هیچ جوری نمیشود بگویی: «دوستت دارم»! لوس است، دست مالی شده است، کم است!
باید بگویی:«پدسسسسسسسسسگ» تا بفهمد، بفهمد عاصیات کرده، مستاصل شدهای بس که خوب است و فوقالعاده، بس که میخواهیاش!
بفهمد دلت میخواهد سرت را بکوبی به دیوار، دلت میخواهد داد بزنی…
حس میکنم آدمهای باهوش بیادباند! خندهدار است… نه؟ آدمهای باهوش به همه چیز چنگ میزنند برای بهتر فهمیدن، برای بهتر فهماندن…
اصلن «ادب» یعنی رعایت کردن حد هر چیز! من را هم که میدانی… هیچ چیز برایم حدی ندارد!!
This entry was posted on سه شنبه, ژانویه 12th, 2010 at 23:44 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

01:14 on ژانویه 13th, 2010
آدمهای باهوش به همه چیز چنگ میزنند برای بهتر فهمیدن، برای بهتر فهماندن…
به مسئله ی خیلی ظریفی اشاره کردی گل ناز. البته گاهی اوقات هم وقتی زبان آدم زبان پرخاش می شه و می شه پر از ناسزا به خاطر ناهنجاری هایی ئه که توی اجتماعه و به خاطر درماندگی آدمه در مقابل این ناهنجاری ها.
به قول صادق هدایت که می گفت اگه می خواین بدونین یک جامعه چقدر زیر فشار و دغدغه است ببینید چقدر فرهنگ فحشش غنی یه.
هرچند تخ..س گ ی که تو گفتی بیشتر از ناسزا از عشق نشون داشت…
و ربطی به این حرف ها نداره
22:33 on ژانویه 15th, 2010
آره ، دوسِت دارم گفتنِ ساده ، خیلی لوسه ، یخه!! ولی وقتی اینجوری با تشدید میگی پدسسسسسسسگ ، آی می چسبه! آی ی ی حال میده. انگار از ته نافِت اومده بیرون !!
00:03 on ژانویه 24th, 2010
چقدر چسبید. مثل یک لیس بستنی دزدی داداش کوچولوت وسط تابستون وقتی مل خودت تمام شده !
می دونی یک چیز دیگه هم هست . ما می ترسیم به کسی حرف عاشقانه بزنیم که ازش استفاده کنند بر علیه مون برای همین چاشنی خشونت را قاطیش می کنیم که از بار عاطفیش کم کنه . شاید طرف خیلی نفهمه !!