تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

خدایان ناخدا

به اشک‌های مادر شک کرده‌ام،

اثر ندارند!

به دعاهای پدر شک کرده‌ام،

گره‌ای باز نمی‌کنند!

به قوانین خدا مشکوکم،

زمین مشمول حکومتش نیست!

این‌جا، خدایکان حاکمند،

این‌جا، اشک‌ها دیدنی نیست،

دعاها شنیدنی نیست،

خدایکان کور و کرند،

این‌جا باید جنجال بپا کنی تا
دیده و شنیده شوی!

این‌جا، زمین است
ساکنانش،

بی‌سرزمین

خدایکانش،

ناخدا

.‫..‬

*چند روزی‌ست مریضم، عفونت معده و روده امانم را بریده برایم دعا کنید صبرم سر آمده.

This entry was posted on سه شنبه, آگوست 31st, 2010 at 18:21 and is filed under اجتماعی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

3 Responses to “خدایان ناخدا”

  1. alireza
    18:05 on سپتامبر 2nd, 2010

    يا منزل الشفا و يذهب الدا …!!!

  2. نی‌لا
    18:15 on سپتامبر 3rd, 2010

    دوستت دارم گلنازم / خیلی مواظب خودت باش …

    خیلی برام عزیزی …خیلی…

  3. سبک سر
    02:48 on سپتامبر 6th, 2010

    سلام گل ناز جان
    چرا عفونت؟ حالت الان بهتره؟
    غصه دار شدم. امیدوارم حالا حالت بهتر شده باشه
    اگر کاری از دست من بر می یاد بهم بگو

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>