تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

حوض

خانه روبرویی را خراب کردند، ساختمان خاکستری‌ای جایش ساختند که ستون‌های قرمز دارد، حوضش را هم پر کردند! چه‌می‌دانستند من دو سال از این پنجره زل زدم به حیاطش و آرزو کردم که این خانه مال من باشد و بنشینم توی حیاطش و کتاب بخوانم و سیگار بکشم و توی لیوان قرمز قلب قلبیم که نمی‌دانم کدام مهمانم یک روز یواشکی جایش داده بین بقیه لیوان‌هایم نسکافه بخورم و خوشبخت باشم…

This entry was posted on جمعه, می 29th, 2009 at 22:09 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 Responses to “حوض”

  1. دعوت سبز
    18:23 on می 31st, 2009

    سلام برای ادامه کار نیاز به همکاریت داریم
    با ستاد احمدی نزاد بروزم

  2. davat sabz
    10:11 on ژوئن 3rd, 2009

    salam
    maro nemilinki?

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>