تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

توت فرنگی

کاش زندگی طعم دیگری داشت
غیر از این طعم ِتلخ ِ قهوه!
که بوی تند مبهمش
عطر وحشی روزهای آخر را ندارد!
کاش زندگی طعم توت فرنگی بود…
مثل طعم بوسه‌های پی در پی
و عطر شاد عشق بازی
که بالا می‌زد از میان یک تن پوش

کاش حس چشیدن آن خاطره را نبض می‌دادم در تپش تند یک بوسه!
کاش تجربه آن رایحه را قاب می‌گرفتم درون یک آغوش

کاش می‌شد کاری کرد برای دلی که هوس مدام توت فرنگی‌های وحشی دارد

این روزها عجیب دلم گرفته، ترس از آینده مبهم آزارم می‌دهد… دلم طعم ِ توت فرنگی وحشی می‌خواهد، دلم زندگی مرتب با هدف می‌خواهد…
لعنت به این روزها…

This entry was posted on شنبه, دسامبر 26th, 2009 at 17:31 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 Responses to “توت فرنگی”

  1. پیردختر
    00:47 on دسامبر 27th, 2009

    کاش می شد آدم نگران فردا نبود. گفتی این روزها هی می نشینی فیلم می بینی. جای منو هم خالی کن. کاش می شد آدم می تونست بره توی فیلم ها توی هرکدومشون یک گشتی می زد و سر و گوشی آب می داد و می اومد بیرون. غصه ی زندگی و حال و گذشته و آینده رو هم نمی خورد

  2. جلجل
    10:44 on دسامبر 27th, 2009

    خدای من گل ناز جون چقد قشنگ بود حظ کردم دغدغه ذهنی خیلیا میتونه باشه

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>