تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

تــــــــازه‌تر از تازه‌ترین طعم

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
بر امید چام لعلت دردی آشامم هنوز
حافظ
بچه‌ی یه سالم چند متر قد و ۴۰۴ كيلو وزن داره! خوب آتیش به پا می‌كنه، خوب حرف می‌زنه! خودخواهِ، خودمحور ِ، لجباز ِ و پررو مثل خودم! … ولی… ولی… ولی تا دلتون بخواد دوست داشتنی ِ!
تولدش رو جشن گرفتیم، تولدی که مثل تولد ِ هیچ کسی نیست!
“تـــــــــازه‌ترین طعمم” هدیه تولد پارسالم بود از بابای بچه :-﴾ که امسال باباش دوساله شد و بچش یه‌ساله﴿پیدا کنین پرتقال فروش رو!﴾…
مرسی از همه ردپاهای قشنگتون رو در و دیوارم.

This entry was posted on چهار شنبه, اکتبر 14th, 2009 at 22:46 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

One Response to “تــــــــازه‌تر از تازه‌ترین طعم”

  1. joodi
    08:19 on اکتبر 15th, 2009

    شاید اگه هنوز کنارم بودی ….خیلی زود پرتقال و پیدا می کردم….ولی….

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>