تب
سرم سنگینتر از اونی بود که بتونم روی گردنم تحملش کنم،
- ببخشید آقا، میدونید من کجام؟
بازم همون صدای وز وزه تو سرم پیچید
فکر کنم افتادم روی زمین
صدای دامب تو سرم پیچید
باید مرده باشم…
چند روزیست تبدارم و مریض…!
This entry was posted on پنجشنبه, می 28th, 2009 at 20:24 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.
