بیجنبه!
هواییات که میشوم، میآیی دوری میزنیم و غیبت میزند، بعد من میمانم و این سوال بامزه، که بالاخره خودت بودی یا خیالِ من شبیهِ تو شده؟ بعد همیشه دیر یا زود چیزی هست که حواسم را بگیرد از تو پرت کند یک طرف دیگر! خدا خیر بدهد هر اتفاقی که چنین لطفی را در حق من بکند! من عاشق نمیشوم اما دیوانه، تا دلت بخواهد! هواییات که میشوم هوایی نمیماند که به تو برسد، آنوقت تو روی دستهایم میمیری، من بر و بر نگاهت میکنم و میمانم از کی گله کنم؟!
This entry was posted on دوشنبه, آوریل 27th, 2009 at 01:53 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

08:58 on آوریل 27th, 2009
دوس داشتم اينو..
من عاشق نمیشوم اما دیوانه، تا دلت بخواهد!
امروز چن تا پست نوشتي!!
18:53 on آوریل 27th, 2009
هم عاشق و هم دیوانه…..یه پلنگ وحشی …