تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

برای قدم‌های دوست داشتنی شما!

لیز است سراشیبی‌ها
نفس بُر سربالایی‌ها!
من ِ نفس بریده
پس از پرچم زدن ِ چند روزه بر قله‌ی تنهایی
در این سراشیبی تند
با این زمین ِ خاکی ِ
باران خورده‌ی
گِل شده
و زانوهایی که برایم نمانده
پیدایت کردم،
و زمین صاف شد!

Del

دوستای گلم مرسی از تک تک‌تون، از ایمیل، کامنت، SMS، Tel و … می‌نویسم بزودی دوباره در این خونه صورتی که وجب به وجبش رو از قبل بیشتر دوس دارم.

This entry was posted on یکشنبه, جولای 11th, 2010 at 01:38 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

7 Responses to “برای قدم‌های دوست داشتنی شما!”

  1. سبک سر
    02:10 on جولای 11th, 2010

    سلام گل ناز عزیزم
    دوباره شروع کردی
    آنهم با چه شعر یکدست و زیبایی…
    پرچم زدن در قله ی تنهایی و دو جمله ی آخر شعرت رو خیلی دوست داشتم..
    می بوسمت و خیلی خوشحالم از اینکه این فضای صورتی رو از من نگرفتی

  2. نی لا
    03:47 on جولای 11th, 2010

    گلناز !!!
    حس زیبای بودن ، حس اینکه خونه ی صورتی هست …مثل گذشته با یه عالمه طعم …
    و اینکه گاهی عجیب شبیه من می شوی ، وقتی جمله های ناتمامم را بی اختیار تمام می کنی یا لحظه ای که فکرت را(((حس می کنم )))

    از زبان من می شنوی …
    ممنون از این که می نویسی گلنازم .
    من هم این خونه ی صورتی رو بیشتر از قبل دوست دارم .

  3. مهتا
    16:50 on جولای 11th, 2010

    خيــــــــــــــلي خوشحالم..يه عالمه بيشترازخيلي

  4. نی لا
    01:50 on جولای 13th, 2010

    گلناز عزیزم کجایی ؟!

  5. rokh
    07:30 on جولای 13th, 2010

    horaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa. bazgashteto tabrik migam golnaz jonam. booseeeeeeeeeeeeeee gooooondeeeeeeeeee

  6. حامد
    20:24 on جولای 13th, 2010

    wow, tokheyli bahali , va kheyli bahal minvisi
    in ja hamechi be ham miad..

  7. عارف
    15:42 on جولای 15th, 2010

    سلام مهربان. اگر عطار هفت شهر عشق را گشت .ما یک شهر عشق را نگشتیم .شاید چون عاشق واقعی نبودیم.و شایدعشقمون دورغی بوده است . دیروز به دنبال تو به همه جا سر زدم . هم از نسیم سراغت را گرفتم . هم از گل سرخی که کنار چشمه عشق روییده بود . حتی از پرنده هاییی که در سفر هایم بال می زدند . نشانی ات را پرسیدم . اما پیدایت نکردم . این را ولی خوب می دانم گه اگر چشمانم را ببندم و با دهان بسته صدایت کنم . فورا جوابم را خواهی داد . پس من هم شهر عشق را گشتم .
    متن خوبی بود .منتظر حضور پر مهر و گرمت در کلبه کوچک تنهایم هستم .موفق و پیروز باشی .

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>