تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

برای ردپاهای مهربون شما

تمام قاصدک‌ها را
به راه عبور تو سپرده‌ام

وگیسوانم را
به دست پریشان باد!
پنجره‌ها بازست
…!
تا من و گلدان‌های اتاق
از هوای تو سرشار شویم!

یه کوچولو بهترم از لطف همه و ردپاهای مهربونشون ممنونم، بهترم فقط تب دارم و قطع نمی‌شه.
مرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

This entry was posted on دوشنبه, ژانویه 18th, 2010 at 00:10 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

6 Responses to “برای ردپاهای مهربون شما”

  1. پیردختر سبکسر
    01:08 on ژانویه 18th, 2010

    خوشحالم که بهتری
    این رو قاصدک های شعرت برام پیغام آوردند. از فردا تبت کم می شه. پله به پله. پایین می یاد و بعد هم از پنجره ی اتاق می ره بیرون.

  2. جلجل
    08:02 on ژانویه 18th, 2010

    سلام عزیزم
    خوبی
    بهتر شدی
    عزیزم سوپ داغ مایعات لیموشیرین یادت نره

  3. پیردختر سبکسر
    19:26 on ژانویه 19th, 2010

    چی شد حال صاحب این دیار؟

    بهتری گل ناز؟

  4. پیردختر سبکسر
    02:17 on ژانویه 20th, 2010

    عزیزم ببخش دیر شد. دیر رفتم سراغ دفتر بلاگفا. این طبیعیه که تهوع داری. اگر درد در ناحیه ی شکم نداری و فقط تهوع داری مشکلی نیست. غذا نخور. داروی ضد تهوع رو بخور و بعد از نیم ساعت کوکا رو بردار و گازش رو با به هم زدن توسط یه قاشق بگیر و جرعه جرعه بخور. یک دفعه لیوان رو سر نکش چون تهوعت زیاد می شه. امشب هیچی نخور جز این. از فردا کم کم تهوعت هم برطرف می شه. این یه ویروس بدجنسی بوده که احتمالا یه سری هم به دستگاه گوارشت زده.
    می بوسمت
    مراقب خودت باش

  5. مهران نجفی
    01:01 on ژانویه 22nd, 2010

    بعضی چیزها تو یک زمانایی میاد و هیچ وقت نمیره. چند سال پیش – حدوداً دو سال- سرم درد گرفت. چند روز. یک هفته، دو هفته. اکثراً درد میکرد. نه از چشمم بود و نه دلیلش بی خوابی بود. به خاطر فکرایی بود که میکردم. نمیدونم. ولی قطع نشد. هنوز هم. دیگه عادتم شده. اگه یه روز درد نکنه واسم عجیبه.
    امیدوارم تو حالت بهتر شه ولی.
    به من هم سر بزن.
    لینکتو بی اجازه گذاشتم تو وبلاگم.
    موفق باشی. مایل به تبادل لینک بودی هم بگو.

  6. marjan
    00:47 on ژانویه 24th, 2010

    به نی نی کوچولویی که تو دلته !!
    ای شیطونک من .
    می خواستی بگی درسته که تو ازدواج نمی کنی اما من هستم و بالاخره وادارت می کنم که سوار این شتر خوابیده جلوی در خونتون بشی !!!!و منو بیاری به این دنیای بی سرو ته ! آره می خواستی اعلام وجود کنی !
    طفلک مامانت

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>