تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

بازی

فریاد می‌زنم،
می‌زنی!
گریه می‌کنم
می‌کنی!
بی‌تاب می‌شوم،
خسته می‌شوی!
یک بوسه
از کف‌‌ دست عصبانی من
بر گونه‌ی داغ خشن تو
و آغاز یک معاشقه به سبک دشنام!
گاهی
به آخر خط که می‌رسم،
می‌رسی!
رویای من را می‌دزدی
دستگیرم می‌کنی
و میان دیوارها
و روی تخت
و روی من
بازی را تمام می‌کنی،
می‌کنم!
ادامه می‌دهی
می‌دهم…

This entry was posted on جمعه, جولای 31st, 2009 at 01:23 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

One Response to “بازی”

  1. man
    19:03 on جولای 31st, 2009

    :) جالب بود دوست من….ادامه ميدهي ميدهم…

    +ادرس جديدمو واست گذاشتم….

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>