بازی
فریاد میزنم،
میزنی!
گریه میکنم
میکنی!
بیتاب میشوم،
خسته میشوی!
یک بوسه
از کف دست عصبانی من
بر گونهی داغ خشن تو
و آغاز یک معاشقه به سبک دشنام!
گاهی
به آخر خط که میرسم،
میرسی!
رویای من را میدزدی
دستگیرم میکنی
و میان دیوارها
و روی تخت
و روی من
بازی را تمام میکنی،
میکنم!
ادامه میدهی
میدهم…
This entry was posted on جمعه, جولای 31st, 2009 at 01:23 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

19:03 on جولای 31st, 2009
+ادرس جديدمو واست گذاشتم….