تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

باران امشب

پله پله قطره‌ها را پاورچین می‌آید پایین، دست می‌کشد روی داغ دلم داغ ترش می‌کند، باران به سلیقه‌ی خودش می‌بارد، این‌جوری که: عشقش که کشید خدا را می‌نشاند روی دوشش و می‌بارد و می‌آید و یکی، یک خدا بهمان هدیه می‌کند، یکی، یک نفس خنک عاشقانه!
عشقش هم که نکشید بست می‌نشیند پشت ابرها و درها را روی خودش می‌بندد و ما را بی‌باران رها می‌کند…
تهران

This entry was posted on چهار شنبه, سپتامبر 16th, 2009 at 22:48 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>