این روزها
جریان ندارد هوا …
نغمهی پرندگان
با من نیست …
نغمهی ساز دلم ناموزون!
قافیهی شعرم کو؟
آهنگ کلام من کجا گم شده است؟
عجب زمستان بیبرکتیست، در این هوای بد من همچنان مریضم…
This entry was posted on شنبه, ژانویه 23rd, 2010 at 01:18 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

00:56 on ژانویه 24th, 2010
راست می گویند که وقتی ظلم زیاد شود برکت از زمین ها خواهد رفت . امسال زمستان ما به طاعون ظلم گرفتار است …………..
01:35 on ژانویه 24th, 2010
آدم وقتی حالش خوب نیست مثل این می مونه که از زندگی کناره گیری می کنه. زندگی برای خودش در جریانه و آدم هم در بد حالی خودش.
خوشحالم که بهتری. اینو از پست جدیدت حس کردم