انسانیت
نمینویسم که چه میگذرد بر این روزگار من، ولی هر تجربهای را نباید تجربه کرد! برای مرگ انسانیت این روزها باید گریست، چه تلخ روزگاری را آب در هاون کوبیدم برای هیچ و پوچ! اینجا نه بر دستها بلکه بر گلوها نیز قفل میزنند…
This entry was posted on چهار شنبه, سپتامبر 9th, 2009 at 17:10 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.
