اعتراف
باید اعتراف کنم هنوز هم زیباترین تصویر از یک کش و واکش عاشقانه برای من اون رابطهی عاشقانهایه که به رختخواب منتهی بشه و بعد که همه چیز تمام شد، مقابل آینه حمام خودم را ببینم که چشام برق میزنه، تبسم روی لبام هست، خوشبختی راببینم که دور و برم موج میزنه و خانه پره از حس زندگی، با کمر و شانههای صاف وایستادم مقابل آینه و بیهیچ عجلهای دارم به خودم نگاه میکنم، دلم برای اون لحظههای جلو آینه تنگ میشه، برای وقتی که بر میگردم روی تخت، اون آدمی که اونجا دراز کشیده، بهم بگه: ببینم صورتتو… چه خوشگل شدی! ببینمت! چیکار کردی؟ دروغه اگر بگم علیرغم این منطقی که بهش رسیدهام و همینطور توان دیدن واقعیت، دیگه آرزوی اون لحظههای جلوی آینهی حمام و مغرورانه لبخند زدن به تصویر توی آینه را ندارم…
This entry was posted on سه شنبه, ژانویه 27th, 2009 at 20:04 and is filed under خط خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

12:32 on ژانویه 28th, 2009
له شدیم
13:40 on ژانویه 28th, 2009
باز آهنگ فراسو كرده ام
باز بيعت با پرستوكرده ام
غربتم را مي شكنيد اي سايه ها
من به درد بي كسي خوكرده ام
دست نيرنگ وفريب عشق را
پيش چشمان همه رو كرده ام
با خيال اينكه مي آيي زراه
كلبه ام را آب وجارو كرده ام