تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

اسفند

خانه اسفند می‌خواهد و اسفنددان!
خانه یک نفر را می‌خواهد
که عصر به عصر
به وقت نوشیدن ِچای و لبخند
اسفند بگرداند دور سرمان!
تا نکند استکان‌های بعدازظهر هایمان ترک بخورد
تا نکند بگذاری بروی،
بعدازظهر‌هایت را جای دیگری سر کنی،
لبخند غریبه‌ای را سر بکشی!

This entry was posted on یکشنبه, مارس 7th, 2010 at 16:53 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

6 Responses to “اسفند”

  1. alireza
    14:24 on مارس 8th, 2010

    روز جهانی زن مبارک!

  2. marjan
    22:36 on مارس 8th, 2010

    اسفندماه من با حضور سایه وار تو همراه است
    که هر دم از پس پرده های بلورین دلم سرک می کشی
    و آتش خفته درونم را بیدار می کنی
    هوا لبریز از حضورت می شود…..

  3. پیردختر سبکسر
    04:06 on مارس 9th, 2010

    خیلی این شعر رو دوست داشتم گل ناز… واقعاٌ زیبا بود دوستم.

  4. پروانه
    19:14 on مارس 9th, 2010

    عالی بود خانمم.

  5. نی لا
    01:56 on مارس 11th, 2010

    خانه … پدر … امید … نتیجه آزمایش …

    خدا خدا گفتن …ترسیدن …

    چه کسی اسفند را دور سرمان خواهد چرخواند …در مصیبت دوری …

    فرزاد …بابا ….برگردین …برگردین …

    بخدا اگر برگردین تمام تهران را چون کولی سرگردان اسفند خواهم چرخواند

    تا هموا مملو از عطر عشق شود …

    فقط برگردین …کتاب خواهم نوشت …قانون خواهم ساخت …

    ماتیک قرمز بر لبانم می کشم …بر لبان بی جلوه ی خشکم…

    زنده خواهیم شد … هر چهار نفر…!!!

    برگردین …

    برگردین …

  6. نی لا
    01:55 on مارس 13th, 2010

    اسفند خواهم “چرخواند “!!!
    ……
    “چرخاند”

    باز کلاس اولی شدم که روی زانوی پدر مشق شب تمرین کنم …

    غلط املایی
    این بار از سر درد
    و دیگر هیچ…

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>