تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

آنفولانزا

سلام
سرمای بدی خوردم اگه زنده موندم و از نوع خوکی نبود بر می گردم.

This entry was posted on شنبه, ژانویه 16th, 2010 at 14:26 and is filed under دسته‌بندی نشده. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

4 Responses to “آنفولانزا”

  1. پیردختر سبکسر
    22:40 on ژانویه 16th, 2010

    سلام فرناز. امان از آنفولانزا که زمستونا آدمو غافلگیر می کنه. امیدوارم هرچه زودتر حالت خوب شه. سعی کن آب و مایعات زیاد بنوشی و حسابی استراحت کنی.
    برات یه شعر می نویسم در نقل این روزهای زمستانی

    دیگر لازم نیست
    سنگ هیچ جاده ای را
    به سینه بزنی
    برای روز مبادا هم
    نقشه ای نمی توان کشید
    برفی که در این آینه ی نابهنگام می بارد
    تمام جاده ها را خواهد بست

    تکلیف دیگری در کار نیست
    چه بهانه ای بهتر از برف
    و دیواری بلندتر از سرنوشت تو
    که گرداگرد جهان کشیده است

    عباس صفاری

  2. پـ.ـوریـ.ـا مـ.ـنـ.ـزه
    22:55 on ژانویه 16th, 2010

    آرزوی سلامتی داریم.
    : )

  3. دکتر نفیس
    10:52 on ژانویه 17th, 2010

    بهتر بشی.. خوکی هم باشه برمی گردی ! ماشالا جوونی مادر!

  4. marjan
    00:40 on ژانویه 24th, 2010

    عزیز دلم
    این نوعش افغانیه ! منم گرفتم . آدم حس جودی ابوت را داره وقتی سرما خورده بود و آن نامه کذایی را برای باباجون لنگ درازش نوشت !!
    جنبه خوبش اینه که می تونی برای بابا لنگ درازت نامه بنویسی ! هرچی از دهنت در میاد بهش بگی !!! آخر هم بگی چون حالم خوب نبود این طوری شد !من اگر جای تو بودم این فرصتو از دست نمی دادم !!!!

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>