تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

آدمکم

این سیب‌های کال

وسوسه هیچ بهشتی را

در من زنده نمی‌کند،

تو اگر عاشقی،

با من بمان!

This entry was posted on سه شنبه, جولای 27th, 2010 at 00:23 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

3 Responses to “آدمکم”

  1. marjan
    03:20 on جولای 29th, 2010

    چه فايده كه در انتها به خاطر سيب هاي كال تو را مقصر قلمداد كنند ؟

  2. نی لا
    02:30 on جولای 30th, 2010

    عمريست روزگارمان همين است :

    نشستن و گريستن و گريستن.

    شانه هايمان معطر شده از بوی خستگی.

    ديريست همينيم:

    حواهايی که سالهاست پشيمانند از چيدن سيب ممنوع.

    و رانده شدگانی که ديگر دلشان برای بهشت لک زده.

    ….

    اما

    هنوز قطعه ای سيب در گلوی آدم مانده است….

  3. سبک سر
    03:56 on آگوست 2nd, 2010

    گل ناز،
    عشق کردم…

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>