تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

گاهی …

گاهی زندگی یعنی پشت ِ کفش‌هایت را بخوابانی و سلانه سلانه بکشانی خودت را به بطن تنهایی خودخواسته! گاهی زندگی یعنی دوست داشتن را بپیچی لای دستمالی، روزنامه‌ای، چیزی و بگذاری‌اش بالای کمدی، پایین ِ تختی، جایی و با دست‌هایی در جیب، آن‌قدر بیخیال بروی که دلت نخواهد سر برگردانی حتا، و مدام بگویی: من خوبم، خوب؛ خوب ِ خوب اما خالی! گاهی زندگی می‌طلبد بـودا را جدی بگیری!

This entry was posted on جمعه, ژانویه 6th, 2012 at 15:18 and is filed under خط‌ خطی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 Responses to “گاهی …”

  1. آذین
    03:53 on ژانویه 11th, 2012

    گاهی زندگی رخت نازک پهنی یه که هرگز خشک نمی شه…گاهی یه هوس حریصه.. همون رخت نازک رو جروواجر می کنه.

  2. محک (مارشال)
    01:56 on ژانویه 14th, 2012

    و گاهی زندگی چنان از ما دور میشود که …

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>