تازه‌ترین طعم

قصه گل‌ناز و مداد سیاهشه

امپراطور

شما امپراطوری!
امپراطور ِ سرزمین ِ سر ِ من
نشسته‌ای بر تخت
و دروغ می‌گویی!
پشت ِ دروغ
بزرگ‌ترین دروغ‌ات را یادت هست؟
گفته بودی:
من همیشه راست می‌گویم!!
شما امپراطوری
و من
در خواب‌هایم هر شب
تختم را
با همه‌ی تنهایی‌اش
به تختت ترجیح می‌دهم!

This entry was posted on دوشنبه, دسامبر 26th, 2011 at 22:33 and is filed under اجتماعی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

4 Responses to “امپراطور”

  1. گلناز
    01:22 on دسامبر 31st, 2011

    درود
    سپاس از اینکه گاهی مارا می خوانید و چقدر مایه افتخار. چه خانه صورتی قشنگی. چقدر همه چیز پارسی. خیلی دوست داشتنی است. باز هم برای مهرتان سپاس.

  2. آذین
    03:54 on ژانویه 11th, 2012

    یادش گرامی…

    مرهم یادها، قطره هاست.

  3. آذین
    03:56 on ژانویه 11th, 2012

    یادواره ی فرزاد اینجا منتشر شد… به اشتباه. ببخش…

  4. آذین
    03:58 on ژانویه 11th, 2012

    شما امپراطورید

    با عجله روی بدبیاری ها خط می کشید.. رد خط هاتون اما از روی پیشونی من می گذرد

Leave a Reply





XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>